به نام خدا

لحن گردانی در دیالوگ های فیلم ها

 «علی حاتمی»

گاه به این مسأله می اندیشم كه می شود تصویر را در سینمای علی حاتمی نادیده گرفت و نواری كه از صدای فیلم های او پر شده است در یك ضبط صوت گذاشت و بارها و بارها گوش كرد.

این البته نادیده گرفتن توان بصری علی حاتمی و خلاقیت های تصویری او نیست،

 بلكه توجه به توان دیالوگ نویسی اوست.

علی حاتمی با شناختی كه نسبت به ادبیات شفاهی این سرزمین دارد،

 ادبیاتی كه سینه به سینه توسط مردم این سرزمین منتقل شده و تاریخی كهن تر از ادبیات مكتوب دارد و پیوند آن با ادبیات مكتوب، در ذهن خود یك سازماندهی ویژه ایجاد كرده است كه به تبع آن هر شخصیتی دارای یك موقعیت زبانی است و این موقعیت زبانی از موقعیت او در جامعه نشأت می گیرد،

 به این شخصیت ها توجه كنید:

 حسن كچل، ستارخان، سلطان صاحبقران، مجید (جوب چی)، حاجی، رضا تفنگچی، خان دایی، شعبون استخونی، مفتش شش انگشتی و ....

این شخصیت ها همه یك خاستگاه اجتماعی ویژه دارند كه این خاستگاه دارای یك بافت زبانی است.

بافت زبان از حوزه واژگان گرفته تا تركیبات و اصطلاحات در كلام «شعبون بی مخ» با «سلطان» یا «رضا تفنگ چی» متفاوت است.

به دلیل این كه به لحاظ اجتماعی جایگاه این شخصیت ها و دیالوگ های آنها با هم فرق می كند.

در اینجاست كه می توان به توان علی حاتمی در شناخت این موقعیت های جامعه شناختی متفاوت پی برد.

او انگار در تمام موقعیت های اجتماعی به اندازه كافی زندگی كرده است،

این قدر كه وقتی دیالوگی را از زبان یك لوطی داش مشدی یا یك دیوانه و یا یك زن می شنوی،

 انگار سال ها در آن جایگاه جامعه شناختی ایستاده و زندگی كرده است.

چون به اكثر ریزه كاری های این شخصیت ها واقف است و با تبحر كامل حتی تكیه كلام های این موقعیت ها را براحتی در دیالوگ ها می نشاند.