لطفاً گوسفند نباشید

به نام خدا

 لطفاً گوسفند نباشید

 برترین کتاب های خودشناسی و اصلاح الگوی زندگی شخصی

  به اهتمام محمود نامنی

 كتاب "لطفا گوسفند نباشيد" به همراهي 35 نفر از اساتيد در گروه فرهنگي انتشارات ثامن تدوين گرديده كه 25 نفر از اساتيد مذكور در خارج از كشور بسر مي‌برند و با استفاده از 20000 منبع علمي كه بعد از حروف‌چيني تعداد صفحات آن بالغ بر147 صفحه مي شود. منابع شامل:

آخرين سخنراني هاي اوشو، آنتوني رابينز، دست‌نوشته‌هاي اسكاول شين، مزامير داود، ترانه‌هاي حضرت سليمان – اناجيل چهارگانه، قرآن كريم، سخنان معصومين و آخرين پديده‌هاي علمي روانشناسي امروز دنيا مي باشد

ادامه نوشته

رابطه ازدواج وسلامتی

به نام خدا

رابطه ازدواج و سلامتی

محققان می گویند :

 كیفیت ازدواج می تواند بیماران نارسایی قلبی را در شرایطی بین مرگ و زندگی قرار دهد.

به گزارش هلث سنترز، محققان دانشگاه آریزونا با یك بررسی هشت ساله بر روی 189 مرد و زن مبتلا به نارسایی قلبی دریافتند شانس زنده ماندن زوج هایی كه از ازدواجشان رضایت داشتند، بیشتر بود.

این ارتباط در میان زنان قوی تر از مردان مشاهده شد.

 پیش از این نیز در همین گروه از بیماران افزایش شانس زنده ماندن بیمارانی كه غالبا گفتگوی مفیدی درباره بیماری شان با همسرانشان داشتند و از روابط و تقابلات مثبت بیشتری برخوردار بودند مشاهده شده بود.

شواهد زیادی موجودند مبنی بر این كه تاثیر یك همسر مهربان در زندگی فرد فراتر از یك حمایت احساسی ساده بوده و حتی شامل تلاش مشترك برای مقابله با بیماری می شود.

اما متاسفانه در برخی موارد، ماهیت روابط همسران به گونه ای است كه رفتار یكی از آنها در این مورد اثر معكوس دارد و بلكه بیمار را در معرض خطر بیشتر قرار می دهد.

چه خوش گفت ایرج میرزا

زن گرفتم شدم اي دوست به دام زن اسير … من گرفتم تو نگير
چه اسيري كه ز دنيا شده ام يكسره سير … من گرفتم تو نگير
بود يك وقت مرا با رفقا گردش و سير … ياد آن روز بخير
زن مرا كرده ميان قفس خانه اسير … من گرفتم تو نگير
ياد آن روز كه آزاد ز غمها بودم … تك و تنها بودم
زن و فرزند ببستند مرا با زنجير … من گرفتم تو نگير
بودم آن روز من از طايفه دّرد كشان … بودم از جمع خوشان
خوشي از دست برون رفت و شدم لات و فقير … من گرفتم تو نگير
اي مجرد كه بود خوابگهت بستر گرم … بستر راحت و نرم
زن مگير ؛ ار نه شود خوابگهت لاي حصير … من گرفتم تو نگير
بنده زن دارم و محكوم به حبس ابدم … مستحق لگدم
چون در اين مسئله بود از خود مخلص تقصير … من گرفتم تو نگير
من از آن روز كه شوهر شده ام خر شده ام … خر همسر شده ام
مي دهد يونجه به من جاي پنير … من گرفتم تو نگير

تفاوت شگفت زنان و مردان در شنوايي

  به نام خدا

تفاوت شگفت زنان و مردان در شنوايي

 

                                                            



تقريبا تمام زنان دنيا از نشنيدن هاي شوهرانشان در رنج وعذابند.

دليل چنين ضعفي اين است كه:

 مغزيك مرد براي انجام يك كار در يك زمان شكل گرفته زيرا فيبر هاي ارتباطي كمتري بين دو نيمكره مغزي او هست.

 اگر مردي در حال مطالعه يك اسكن مغزي بگيرد خواهيد ديد او در اين هنگام كاملا كر است!
اما مغز زن براي كا رهاي متفاوت در ان واحدشكل گرفته و مي توانداز دو نيمكره مغز خود بهره ببرد.

زن مي تواند چند كار متفاوت رادر يك زمان انجام دهد مغز هميشه فعال زن هرگز بي كار نمي مانداو مي توانددر يك زمان با تلفن حرف بزند ،غذا بپزد،تلويزيون ببيند .

او مي تواند درحال رانندگي آرايش كند ، به راديو گوش دهد و با تلفن همراهش حرف بزند.

اما اگر مردي درحال درست كردن غذا باشد وشما بااو صحبت كنيد ممكن است به دليل از دست دادن تمركز ش بر نحوه درست كردن غذا عصباني شود.

 یک محقق دانماركي(برتن پكن برگ)از بخش عصب شناسي بيمار ستان دولتي كپنهاك ثابت كرد كه :

 مغزيك مرد بطور متوسط چهار ميلياردسلول بيشتر از مغز زن دارد با اين حال زنان در پاسخ به پرسشها 3درصد بهتر از مردان عمل مي كنند

در مغز مردان بخشي براي جهت يابي وجود دارد. به همين دليل در جهت يابي مشكل ندارند در بخشهاي گوناگوني از مغز زنان مركز كلامي وجود دارد مهارت كلامي آنان عالي است به ندرت براي پيدا كردن كلمه دستپاچه مي شوند.

 گروهي از دانشمندان به سرپرستي دكتر (بنت)ودكتر (سالي شاي ويتس)در دانشگاه يل آزمايشهاي را روي مردان وزنان انجام دادند تا دريابند در كدام نقطه مغز قافيه ساخته مي شود با كمك (ام آر تي)اين موضوع مورد تاييد قرار گرفت كه در مردان نيمكره چپ مغز براي زبان فعاليت مي كند .

در حالي كه در زنان هردو نيمكره فعال مي شود .نيمكره چپ مغز يك دختر سريعتر از نيمكره چپ يك سر رشد مي كند ،يعني دختران بهتر وسريعتر از پسران صحبت مي كنند ،مي خوانند و زبان خارجي فرا مي گيرند.

 به همين دليل كلينيك هاي گفتار درماني مملو از پسر است تا دختر.
در پسران نيمكره راست مغز سريعتر از دختران رشد مي كند،جايي كه توانايي درك منطقي وتجسم فضايي وجود دارد پسران در رياضيات ،ساختمان سازي،وحل مشكلات قويتر از دختران هستند.

 

 

 

روان کاوی کودک

به نام خدا

 روان کاوی کودک

رفتار های مناسب به جای تنبیه

 بعضی از والدین آخرین راه چاره را در تربیت فرزندان، تنبیه بدنی می دانند؛ اما همواره به جای تنبیه و اعمال خشونت راه بهتری هم می توان پیدا کرد. چون تنبیه بدنی عوارض متعددی در رفتار و روحیه فرزند شما به جای خواهد گذاشت.حتی اگر بسیار به ندرت کودک خود را تنبیه می کنید،

بسیاری از والدین عمداً دست به تنبیه بدنی نمی زنند. معمولاً هنگامی این رفتار از بزرگترها سر می زند که کنترل خود را از دست بدهند یا احساس ناامیدی کنند.

 ممکن است بابا به خاطر این که سه بار از کودک خواسته تلویزیون را خاموش کند و او توجهی نکرده عصبانی شود و کتکش بزند.

 

ادامه نوشته

چه کسي پنير مرا برداشته است؟

 

 به نام خدا

 چه کسي پنير مرا برداشته است؟

( اسپنسر جانسون)

روزگاري, در زمان هاي بسيار قديم, در سرزميني بسيار دور, چهار موجود کوچک زندگي مي کردند که در جستجوي پنير به درون هزارتوي پر پيچ و خمي راه يافتند تا غذا جستجو کنند و بخورند و شاد شوند.

دوتا ار آنها, به نام هاي اسنيف(Sniff)  و اسکوري (Scurry)  

 , موش بودند , دوتاي ديگر, آدم کوچولوهايي بودند به نام هِم(Hem) و هاو (Haw) که از نظر ظاهر مانند موش ها کوچک بودند ولي روش و رفتار آنها مثل آدم هاي امروزي بود.

به خاطر جثه کوچک شان, مشاهده ي کارهايي که انجام مي دادند کار ساده اي نبود اما اگر به اندازه ي کافي از نزديک به آنها نگاه مي کرديد مي توانستيد چيزهاي بسيار شگفت انگيزي را در رفتار آنها ببينيد.

موش ها و آدم کوچولوها هر روز اوقات خود را در هزارتوي مارپيچ, در جستجوي پنير مخصوص خود مي گذراندند.

موش ها, اسينف و اسکوري, که هم چون ديگر جونده ها, داراي مغزي ساده, ولي شم و غريزه قوي بودند, مانند اغلب موش ها در جستجوي پنير سفتي بودند که آن را ذره ذره گاز بزنند و بخورند و لذت ببرند.

آدم کوچولوها, يعني هِم و هاو, از مغز خود که انباشته از عقايد و باورهاي بسيار بود براي جستجوي نوعي پنير متفاوت که معتقد بودند باعث شادي و موفقيت بيشتر آنها مي شود استفاده مي کردند.

موش ها و آدم کوچولو ها به همان اندازه که با هم متفاوت بودند, خصوصيات مشترکي نيز داشتند: هر روز صبح هر کدام از آنها گرمکن و کفش ورزشي خود را مي پوشيد و خانه کوچک خود را ترک مي کرد و به سرعت در جستجوي پنير به داخل هزارتوي مارپيچ مي رفت.

اين هزارتو, کلاف سردرگمي از دالان ها و اتاق ها بود که بعضي از آنها مملو از پنير خوشمزه بود. اما زواياي تاريک و راهروهاي بن بستي هم در آن جا وجود داشت که بعضي از آنها انتهايي نداشت و هر کسي ممکن بود در آن جا گم شود.

به هر حال, براي آنهايي که راه خود را پيدا مي کردند,هزارتوي مارپيچ اسراري هم داشت که به آنها اجازه ي لذت بردن از يک زندگي بهتر را مي داد. موش ها, اسنيف و اسکوري, از روش ساده اما ناکار آمد آزمون و خطا براي پيدا کردن پنير استفاده مي کردند. يعني ابتدا يک راهرو را جستجو مي کردند و اگر خالي بود به راهروهاي بعدي مي رفتند.

اسنيف با استفاده از دماغ بزرگ خود رد پنيرها را بو مي کشيد و اسکوري مستقيم به دنبال آن به طرف جلو ميدويد. همان طور که انتظار مي رفت آنها معمولاً راه خود را گم مي کردند, جهت را اشتباه مي رفتند و اغلب به ديوار مي خوردند.

اما دوتا آدم کوچولو, هِم و هاو, از روش متفاوتي استفاده مي کردند که بر قدرت تفکر آنها و استفاده از تجربيات گذشته متکي بود. اگر چه , بعضي از اوقات, آنها هم بر اثر عقايد و احساسات شان سر در گم مي شدند.

درنهايت, هر کس به طريقي آن چه را که در جستجويش بود پيدا مي کرد. هر کدام از آنها همان نوع پنيري را که دوست داشت در انتهاي يکي از راهروها, در ايستگاه پنير C , پيدا مي کرد.

از آن روز به بعد, هر روز صبح, موش ها و آدم کوچولوها لباس گرمکن پوشيده و عازم ايستگاه پنير C مي شدند. طولي نکشيد که هر يک از آنها کار ثابت و مشخص روزانه خود را يافتند.

اسنيف و اسکوري هر روز صبح زود از خواب بيدار مي شدند و به داخل هزارتوي مارپيچ مي دويدند و همواره همان مسير هميشگي را دنبال مي کردند.

موش ها وقتي به مقصد مي رسيدند کفش هاي ورزشي خود را در آورده آنها را به هم گره مي زدند و دور  گردن خودشان آويزان مي کردند.

با انجام اين کار هر وقت کفش هاي خود را لازم داشتند به راحتي مي توانستند آنها را پيدا کنند. سپس از پنير خوردن لذت مي بردند.

در اوايل, هِم و هاو, نيز هر روز صبح به طرف ايستگاه پنير مي دويدند تا از خرده پنيرهاي خوشمزه اي که در انتظار آنها بود لذت ببرند. اما بعد از مدتي, آدم کوچولوها راه و روش متفاوتي را در پيش گرفتندو

هِم و هاو, هر روز صبح کمي ديرتر از خواب بيدار مي شدند, کمي آهسته تر لباس مي پوشيدند و سلانه سلانه به طرف ايستگاه پنير مي رفتند زيرا به هر حال مي دانستند که پنير کجاست و چطور مي توان به آن جا رسيد.

آنها اصلاً فکر نمي کردند که اين پنير از کجا مي آيد و چه کسي آن را در آن جا مي گذارد. تصور آنها فقط اين بود که پنير آن جا خواهد بود. هر روز صبح به محض اين که هِم و هاو به ايستگاه پنير شماره C  مي رسيدند احساس مي کردند در خانه خود هستند؛ گرمکن هاي خود را آويزان مي کردند و کفش هايشان را در مي آوردند و دمپايي هاي راحتي خود را مي پوشيدند. حالا که پنير را پيدا کرده بودند بسيار آسوده خاطر بودند. هِم  مي گفت : عاليه , در اين جا پنير کافي تا ابد براي ما وجود دارد». آدم کوچولو ها احساس شادي و کاميابي و امنيت مي کردند.

طولي نکشيد که هِم و هاو, پنير موجود در ايستگاهC را متعلق به خود دانستند آن جا آن قدر پنير بود که آنها سرانجام خانه خود را عوض کردند و در نزديکي انبار پنير ساکن شدند و يک زندگي اجتماعي در اطراف آن ايستگاه براي خود درست کردند. هِم و هاو براي اين که بيشتر احساس کنند که در خانه ي خودشان هستند . ديوارهاي آن جا را با سخناني درباره ي پنير تزيين کردند و حتي تصاويري از پنير در روي ديوارها کشيدند که لبخند به لب آنها مي نشاند. يکي از اين ديوار نوشته ها چنين بود:

ادامه نوشته

قورباغه را بخور

 

 به نام خدا

 كتاب: قورباغه را بخور

 نويسنده: برايان تريسي

   يكي از كليدهاي داشتن زندگي خوب، كار موفق و داشتن احساس خوب نسبت به خود، اين است كه اين عادت را در خود بپروريد كه كارهاي مهم را شروع كنيد و به انجام برسانيد. آن موقع اين عادت خودش مي‌شود نوعي قدرت و متوجه مي‌شويد كه به انجام رساندن كارها برايتان ساده‌تر است تا به انجام نرساندن‌شان. برايان تريسي يكي از مشهورترين نويسندگان آمريكا وقتي در اوايل قرن 21 چنين كتابي را نوشت همه خوانندگان كتاب پيشين خود را شگفت‌زده كرد. او معتقد است كه كليد موفقيت عمل كردن است. او به بيست و يك اصول معتقد است و مي‌گويد اين اصول باعث مي‌شود كه نتايج و جلوه كار شما به سرعت و به نحوي قابل پيش‌بيني بهبود يابند. هر چه اين اصول را سريع‌تر ياد بگيريد و به كار ببنديد، در كار خود سريع‌تر پيش مي‌رويد تضمين مي‌كنم وقتي ياد بگيريد كه چه طور <قورباغه را بخوريد>، كاري نيست كه نتوانيد بكنيد.
يكي از مسيرهايي كه تريسي پيش روي شما مي‌گذارد، مديريت زمان است. فكر كردن تنها به آغاز كردن يك كار مهم و به پايان رساندن آن به شما انگيزه مي‌دهد و كمك مي‌كند بر وسوسه پشت گوش انداختن فايق آييد. واقعيت اين است كه مقدار زمان لازم براي تكميل اين كار مهم تقريبا همان است كه براي انجام يك كار بي‌اهميت لازم است. مديريت زمان در واقع مديريت زندگي است، مديريت شخصي است. به واقع تحت كنترل كاري كه بعد مي‌كنيد و هميشه اختيار دست شماست كه انتخاب كنيد كدام كار را سپس انجام خواهيد داد. اين كه بتوانيد ميان مهم و غيرمهم انتخاب كنيد عامل كليدي موفقيت شما در زندگي و كار است.آدم‌هاي موثر و فعال خود را عادت مي‌دهند كه با مهم‌ترين كاري كه پيش‌رو دارند آغاز كنند. خود را وادار مي‌كنند قورباغه را بخورند، هر چه كه باشد. نتيجه مهم‌اش اين است كه بسيار گسترده‌تر از آدم‌هاي معمولي كار را به انجام مي‌رسانند و در نتيجه بسيار شاداب‌تر از آدم‌هاي معمولي‌اند. روش كار شما نيز بايد همين باشد.

 رمز خوشبختی، رضایت، موفقیت بزرگ، احساس خوب، قدرت فردی و کارایی این است که عادت کنید هر روز اولین کاری که انجام می‌دهید خوردن قورباغه خودتان باشد.

خوشبختانه می‌توانید از طریق تمرین این مهارت را یاد بگیرید و هنگامی که توانستید قبل از هر کاری عادت شروع مهم‌ترین کار را در خود به وجود آورید، موفقیت شما حتمی خواهد بود.

در اینجا خلاصه‌ای از بیست و یک روش فوق‌العاده برای غلبه بر تنبلی و انجام کار بیشتر در زمان کمتر را که چکیده فصل‌های کتاب است میخوانید. این اصول و قواعد را مدام مرور کنید تا عمیقاً در ذهن و عمل‌تان ریشه بدواند و در نتیجه موفقیت آینده‌تان تضمین شود:

ادامه نوشته

فنون مطالعه

به نام خدا

مطالعه برتر

يكي از علل ناكامي هاي تحصيلي روش نادرست مطالعه است . عوامل زيادي براي موفقيت در تحصيل وجود دارد كه مي توان از عوامل مهمي همچون معلم ماهر و كار آزموده ، پشتكار و جديت ، محيط مناسب خانوادگي و . . . .  نام برد . در بسياري از موارد همه شرايط تا حدي قابل قبول است اما دانش آموز ، روش هاي صحيح مطالعه رانمي داند .

شايد بعضي از دانش آموزان گمان مي كنند با زياد مطالعه كردن از بقيه موفق تر خواهند بود ولي از سويي به درست مطالعه كردن بي توجه باشند .بعضي ديگر گمان مي كنند كه با بي خوابي كشيدن مي توانند در تحصيل موفق باشند اما اين گروه هم اشتباه مي كنند در اينجا براي اهميت روش هاي مطالعه دو باره خاطر نشان مي كنيم   

بسياري از ناكامي ها در تحصيل به خاطر بد مطالعه كردن و ندانستن اصول روش هاي مطالعه درست است .

 يكي از مهمترين چيزهايي كه هر دانش آموز بايد بداند آن است كه روش مطالعه و يادگيري هر درس ممكن است با درس ديگر متفاوت باشد و شما بايد از معلمان بخواهيد كه روش مطالعه درس را كه تدريس مي كند به شما بياموزد .

ادامه نوشته